فقط بخاطر
فقط بخاطر... گاهی انگار عزیزت را از دست میدهی وقتی میشنوی که تو را بخاطر دیگری تحمل میکند هنوز قلبم تند میزند میخواهد ارام شود و خاموش اما نمیشود آذمهای عوضی من آدمی هستم عوضی ،جای دیگری را برایت گرفتم تو مثل بچه ای بودی که پا اولین عروسک را که دیدی در اغوش گرفتی و نمیدانستی این عروسک تو نیست . و تو...
بغض میکنم اما قهقه میزنم
وارد این وبلاگ نشید نخوندیدش این وب پراز درد و خاطرات بد منه نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۳ ساعت 1:38 توسط باران  |  نوشته‌های پیشین
وقتی حوا تنها میشود
وقتی حوای ادمت شدی اما آدم قصه هایت به خاطرت سیب نخورد برایت زمینی نشد تو حوایی میشوی، تنها، رانده شده از بهشت وتنها روی زمین + نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت ۱۳۹۳ساعت 19:46 توسط باران |
زنان نوازش نشده
از بس نوازش نشده ام دوست دارم دزدیده شوم و انقدر دردناک برتنم چنگ بیندازند تا جای نوازشهای که نشده ام درد بگیرد مردان جامعهء من زنان نوازش میخواهند اگر نوازش نکنی مریض میشوند اونوقت دوست دارند که غریبه ای چنگشان بزند دوست دارند هر تکه شان را کسی به یغما ببرد اهای مردان نامرد جامعه ی من فقط کمی به ان...
کنایه
نیش میزند آنقدر کنایه هایش درد دارد که خواب هایم را آشفته کرده است دلم ارام نمیگیرد و میترسد روزی آنقدر خواهد ترسید که دیگر نزند + نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۴ساعت 14:11 توسط باران |
فقط بخاطر...
گاهی انگار عزیزت را از دست میدهی وقتی میشنوی که تو را بخاطر دیگری تحمل میکند هنوز قلبم تند میزند میخواهد ارام شود و خاموش اما نمیشود آذمهای عوضی من آدمی هستم عوضی ،جای دیگری را برایت گرفتم تو مثل بچه ای بودی که پا اولین عروسک را که دیدی در اغوش گرفتی و نمیدانستی این عروسک تو نیست . و تو خوب هستی برا...
زنانگی
یک روز به خونه برمیگردی و من دیگر نیستم شاید با خودت بگی تقصیر منه که زن نبودم و زنانگی نداشتم شاید کمی هم غصه بخوری که دیگه منو نداری اما هیچ به این فکر نمیکنی که نامردی های تو زنانگی های مرا کشتو خاکستر کرد نمیدونم چر اینجوری شدکه هیچ چیز در سرجایش نیست و نبود تو مرد نبودی و من دیگر زن نیستم
دوستت دارم
برای بار اول که گفتی دوستت دارم چشمانم ابری شد چشمانم بغض کرد و دلم سیراب شد اگر من جای مردها بودم هر روز و هر لحظه دوستت دارم را بر زبانم جاری میکردم وای که اگر میدانستید چه جادویی دارد (چههههههههه جاااااادویییییی دارد)دوستت دارم را گفتن دل را گرم میکند ارام میکند خوشبخت میشود دل بدبخت و افسرده زنی
دیروز که تو مرد بودی
دیروز برای اولین بار وقتی امدی طلبکار نبودی من را زن دیدی زنی که نیاز دارد نازش کنی دیروز برای اولین بار مردانگی کردی و من پراز ناز شدم پر از خدا دیروز تو بودی تمام دنیایم و من شاید دنیایت میبینی هنوزم بد بینم اما دیروز مرا باز هم زن کردی زیبایم کردی و بی نیاز
یه ببغل محکم
تو می آیی ذستهایت را برایم باز میکنی اما من ناز میکنم و منتظر میمانم میخندی و قدم جلو میگذاری و محکم مرا در بازوانت به آسمان میبری میدانی رویای هر زنی شاید همین باشد که کسی برایش عاشقانه خرج کند
امروز که من مادرم
گاهی دوست داشتم زمان به عقب برگردد و سرنوشت رو جور دیگر بنویسم اما حالا با دوتا گیسو کمند که در دل دارم دوست دارم زمان متوقف شود و من همیشه مادر باشم حس خوبی دارد زمان به قشنگترین حالتش میگذرد و من پزا مادر بودن میشوم دخترای گلم قول می دهم که برایم خوب بودنتان و انسان بودنتان تلاش کنم